حفاظت اضافه ولتاژ سيستم كابل زميني
يكي از مطالعاتي كه شركت DSTAR در آمريكا در مورد كابلهاي زميني انجام داده است ، بررسي اثرات ولتاژهاي گذراي ضربه در آنها به دلايلي همچون صاعقه است. نقص كابل هاي زميني با عايق پلي اتيلني و امثال آن بخشهايي از صنعت را دچار مشكل كرده است. يكي از دلايل اصلي خرابي هاي زودرس، اضافه ولتاژهاي مكرري است كه بعلت حالت هاي گذرا در سيستم ايجاد مي شوند .
يك سيستم كامل آزمايشي در آزمايشگاه GE (جنرال الكتريك) براي آزمايش روشهاي مختلف حفاظت كابل در مقابل اضافه ولتاژ ايجاد شده است. اين مجموعه شامل كابل نوترال مركزي لخت بوده كه در يك محفظه انعطاف پذير حمل ميشود و امكان آزمايش كابل هاي كوتاه (ft300) و بلند (f t 1350 ) را فراهم ميكند. براي انجام آزمايش ولتاژ ضربه يك سر كابل را به يك riser pole وصل كرده كه از طريق آن ولتاژ ضربه شبيه سازي شده صاعقه به آن اعمال ميشود. ولتاژ ضربه مشابه صاعقه توسط يك مولد ولتاژ ضربه از نوع ماركس با قابليت توليد ولتاژ ضربه 6 ميليون ولتي توليد ميشود. طرح هاي مختلف از نحوه نصب برقگير با يكديگر مقايسه شدهاند. در بعضي از آنها صرفا" در محل riser pole برقگير نصب شده ودربعضي ديگر علاوه برriser pole در طول كابل نيز برقگير قرار داده شده است. يكي از يافته هاي مهم اين بود كه معلوم شد در سيستم هاي كابل نواري يا دو شاخه اي ، اضافه ولتاژ شديد تر عمل كرده و در اين سيستمها نياز به توجه بيشتري در نصب برقگيرها است. نتايج حاصل از اين آزمايشها اكنون بوسيله شركتها جهت بهينه سازي حفاظت كابل در مقابل اضافه ولتاژ مورد استفاده قرار مي گيرد.
آزمايش ولتاژ ضربه برروي سيستم كابل زميني براي انواع ديگر كابل ها ادامه يافت. كابل جلددار (jacketed cable) بطور وسيع براي به حداقل رساندن مشكلات ناشي از خوردگي نول به كار ميرود. سيم نول خود يك هادي عايق شده است كه مي تواند امواج ضربه را همانگونه كه در شكل (1) ديده مي شود انتقال دهد.
تحقيقاتDSTAR نشان داد كه حالتهاي گذراي سيم نول ، مشكلات ديگري را نيز ايجاد مي كند. وقتي يك اضافه ولتاژ ناشي از صاعقه باعث مي شود كه برقگير تخليه كند ، جريان بين زمين برقگير و نول كابل تقسيم مي شود .
ولتاژهاي قابل توجه اي بين نول كابل و زمين ايجاد ميشود و جلد كابل مي تواند سوراخ شود. به خصوص اين حالت زماني رخ ميدهد كه مقاومت زمين پاي برقگير زياد باشد و در نتيجه جريان بيشتري از نول كابل عبور كند.آزمايشهاي ديگري براي تشخيص ميزان مقاومت جلد كابلها در DSTAR انجام شده است .
شكل (1)
در صورت عدم تخليه صاعقه دربرقگير محل riser pole خطر انتقال ولتاژ ضربه به سيم پيچي هاي ترانسفورماتور و صدمه به آنها در طرف اوليه و يا ثانويه وجود خواهد داشت. نتايج آزمايشها نشان ميدهند كه در حالت استفاده از برقگير تنها در محل riser pole خطر خرابي و آسيب وجود دارد.
براي حل مشكل فوق و جلوگيري از سرايت اضافه ولتاژ صاعقه به سيم پيچيهاي ترانسفورماتور تحقيقات قابل ملاحظهاي انجام گرفته است كه بر اساس آنها ايده استفاده از يك سيم لخت خوابانده شده در كنار كابل جلددار بمنظور كاهش ولتاژ ايجاد شده در بدنه كابل ارائه شده است. اين روش باعث كاهش چشمگير ولتاژ بين نول و نقطه زمين محلي ميشود.
يكي ديگر از روشهاي مهم كاهش حالتهاي گذراي نول دركابلها، بهبود سيستم زمين است. نوع ديگري از كابل كه توسط بعضي از شركت ها مورد استفاده قرار مي گيرد ، كابل جلددار از نوع نيمه هادي است . اين نوع جلد ، نول را در مقابل خوردگي محافظت مي كند و باعث ميرا شدن حالت هاي گذراي نوترال ميشود. نتايج آزمايشها برروي اين كابلها نشان ميدهد كه ولتاژ بين نول و زمين بشدت كاهش مي يابد. وليكن، جريان ضربه نوترال در اين نوع كابلها به سرعت نوترال هاي مركزي لخت ، ميرا نمي شود.
علاوه بر صاعقه هايي كه به خطوط هوايي تغذيه كننده سيستم زميني برخورد ميكنند، حالت هاي گذراي ضربه در اثر برخورد صاعقه به زمين در نزديكي گودال كابل نيز مي توانند در نول كابل ايجاد شوند. DSTAR با آزمايشهاي گستردهاي، جريان القاء شده در نول را بصورت تابعي از محل برخورد صاعقه اندازه گرفت. اين كار با كابل هاي لخت ، داراي جلد عايق و داراي جلد نيمه هادي انجام شد .
در صورت عدم تخليه صاعقه در برقگير محل riser pole خطر انتقال
ولتاژ ضربه به سيمپيچيهاي ترانسفورماتور و صدمه به آنها در طرف اوليه و يا ثانويه وجود خواهد داشت. نتايج آزمايشها نشان ميدهند كه در حالت استفاده از برقگير تنها در محل riser pole خطر خرابي و آسيب وجود دارد.
براي حل مشكل فوق و جلوگيري از سرايت اضافه ولتاژ صاعقه به سيمپيچيهاي ترانسفورماتور تحقيقات قابل ملاحظهاي انجام گرفته است كه بر اساس آنها ايده استفاده از يك سيم لخت خوابانده شده در كنار كابل جلددار به منظور كاهش ولتاژ ايجاد شده در بدنه كابل ارايه شده است. اين روش باعث كاهش چشمگير ولتاژ بين نول و نقطه زمين محلي ميشود.
يكي ديگر از روشهاي مهم كاهش حالتهاي گذراي نول در كابلها، بهبود سيستم زمين است. نوع ديگر از كابل كه توسط بعضي از شركتها مورد استفاده قرار ميگيرد، كابل جلددار از نوع نيمه هادي است. اين نوع جلد، نول را در مقابل خوردگي محافظت ميكند و باعث ميرا شدن حالتهاي گذراي نوترال ميشود. نتايج آزمايشها بر روي اين كابلها نشان ميدهد كه ولتاژ بين نول وزمين بشدت كاهش مييابد. وليكن، جريان ضربه نوترال در اين نوع كابلها به سرعت نوترالهاي مركزي لخت، ميرا نميشود.
علاوه بر صاعقههايي كه به خطوط هوايي تغذيهكننده سيستم زميني برخورد ميكنند، حالتهاي گذراي ضربه در اثر برخورد صاعقه به زمين در نزديكي گودال كابل نيز ميتوانند درنول كابل ايجاد شوند. DSTAR با آزمايشهاي گستردهاي، جريان القاء شده در نول را بصورت تابعي از محل برخورد صاعقه اندازه گرفت. اين كار با كابلهاي لخت، داراي جلد عايق و داراي جلد نيمه هادي انجام شد.
حفاظت اضافه ولتاژ سيستم كابل زميني
يكي از مطالعاتي كه شركت DSTAR در آمريكا در مورد كابل هاي زميني انجام داده است ، بررسي اثرات ولتاژهاي گذراي ضربه در آنها به دلايلي همچون صاعقه مي باشد . نقص كابل هاي زميني با عايق پلي اتيلني و امثال آن بخشهايي از صنعت را دچار مشكل كرده است. يكي از دلايل اصلي خرابي هاي زودرس، اضافه ولتاژهاي مكرري است كه بعلت حالت هاي گذرا در سيستم ايجاد مي شوند .
يك سيستم كامل آزمايشي در آزمايشگاه GE (جنرال الكتريك) براي آزمايش روشهاي مختلف حفاظت كابل در مقابل اضافه ولتاژ ايجاد شده است. اين مجموعه شامل كابل نوترال مركزي لخت بوده كه در يك محفظه انعطاف پذير حمل مي گردد و امكان آزمايش كابل هاي كوتاه( ft300 ) و بلند ( f t 1350 ) را فراهم مي كند. براي انجام آزمايش ولتاژ ضربه يك سر كابل را به يك riser pole وصل نموده كه از طريق آن ولتاژ ضربه شبيه سازي شده صاعقه به آن اعمال ميگردد. ولتاژ ضربه مشابه صاعقه توسط يك مولد ولتاژ ضربه از نوع ماركس با قابليت توليد ولتاژ ضربه 6 ميليون ولتي توليد ميگردد. طرح هاي مختلف از نحوه نصب برقگير با يكديگر مقايسه گرديده اند. در بعضي از آنها صرفا" در محل riser pole برقگير نصب شده ودربعضي ديگر علاوه برriser pole در طول كابل نيز برقگير قرار داده شده است. يكي از يافته هاي مهم اين بود كه معلوم شد در سيستم هاي كابل نواري يا دو شاخه اي ، اضافه ولتاژ شديد تر عمل كرده و در اين سيستم ها نياز به توجه بيشتري در نصب برقگيرها مي باشد . نتايج حاصل از اين آزمايشها اكنون بوسيله شركتها جهت بهينه سازي حفاظت كابل در مقابل اضافه ولتاژ مورد استفاده قرار مي گيرد.
آزمايش ولتاژ ضربه برروي سيستم كابل زميني براي انواع ديگر كابل ها ادامه يافت. كابل جلددار (jacketed cable) بطور وسيع براي به حداقل رساندن مشكلات ناشي از خوردگي نول به كار مي رود. سيم نول خود يك هادي عايق شده است كه مي تواند امواج ضربه را همانگونه كه در شكل (1) ديده مي شود انتقال دهد .
تحقيقاتDSTAR نشان داد كه حالت هاي گذراي سيم نول ، مشكلات ديگري را نيز ايجاد مي كند. وقتي يك اضافه ولتاژ ناشي از صاعقه باعث مي شود كه برقگير تخليه كند ، جريان بين زمين برقگير و نول كابل تقسيم مي شود .
ولتاژهاي قابل توجه اي بين نول كابل و زمين ايجاد مي گردد و جلد كابل مي تواند سوراخ شود. به خصوص اين حالت زماني رخ ميدهد كه مقاومت زمين پاي برقگير زياد باشد و در نتيجه جريان بيشتري از نول كابل عبور كند.آزمايشهاي ديگري براي تشخيص ميزان مقاومت جلد كابلها در DSTAR انجام شده است .
شكل (1)
در صورت عدم تخليه صاعقه دربرقگير محل riser pole خطر انتقال ولتاژ ضربه به سيم پيچي هاي ترانسفورماتور و صدمه به آنها در طرف اوليه و يا ثانويه وجود خواهد داشت. نتايج آزمايشها نشان ميدهند كه در حالت استفاده از برقگير تنها در محل riser pole خطر خرابي و آسيب وجود دارد.
براي حل مشكل فوق و جلوگيري از سرايت اضافه ولتاژ صاعقه به سيم پيچي هاي ترانسفورماتور تحقيقات قابل ملاحظه اي انجام گرفته است كه بر اساس آنها ايده استفاده از يك سيم لخت خوابانده شده در كنار كابل جلددار بمنظور كاهش ولتاژ ايجاد شده در بدنه كابل ارائه گرديده است. اين روش باعث كاهش چشمگير ولتاژ بين نول و نقطه زمين محلي مي گردد.
يكي ديگر از روشهاي مهم كاهش حالت هاي گذراي نول دركابلها، بهبود سيستم زمين ميباشد. نوع ديگري از كابل كه توسط بعضي از شركت ها مورد استفاده قرار مي گيرد ، كابل جلددار از نوع نيمه هادي است . اين نوع جلد ، نول را در مقابل خوردگي محافظت مي كند و باعث ميرا شدن حالت هاي گذراي نوترال مي شود. نتايج آزمايشها برروي اين كابلها نشان ميدهد كه ولتاژ بين نول و زمين بشدت كاهش مي يابد. وليكن، جريان ضربه نوترال در اين نوع كابلها به سرعت نوترال هاي مركزي لخت ، ميرا نمي شود .
علاوه بر صاعقه هايي كه به خطوط هوايي تغذيه كننده سيستم زميني برخورد مي كنند ، حالت هاي گذراي ضربه در اثر برخورد صاعقه به زمين در نزديكي گودال كابل نيز مي توانند در نول كابل ايجاد شوند . DSTAR با آزمايشهاي گسترده اي ، جريان القاء شده در نول را بصورت تابعي از محل برخورد صاعقه اندازه گرفت. اين كار با كابل هاي لخت ، داراي جلد عايق و داراي جلد نيمه هادي انجام شد .
اصول حفاظت در برابر صاعقه
با اجباری شده برقگیر برای ساختمانهای بلند مرتبه نیاز به اطلاع متخصصین از اصول این امر نیز بالا رفته است. البته برای درک عمیقتر موضوع میتوان به استانداردNFPA 780 Lightning Protection System مراجعه نمود ولی در متن زیر برخی اصول اولیه این شاخه از تاسیسات الکتریکی شرح داده شده است.
برق گیر:
از وسايل حفاظتي محدود کننده ضربه براي حفاظت سيستم هاي قدرت در برابر اضافه ولتاژها استفاده مي شود . يک وسيله حفاظتي محدود کننده ضربه بايد اضافه ولتاژهاي گذرا يا ولتاژهايي که باعث تخريب تجهيزات شبکه مي شوند را محدود و به زمين هدايت کند و بتواند اين کار را بدون آنکه آسيبي ببيند به دفعات تکرار کند . برقگيرها نسبت به ساير وسايل حفاظتي بهترين حفاظت را انجام مي دهند . و بيشترين مقدار حذف امواج گذرا را فراهم مي کنند . از وسايل حفاظتي ديگري مثل سيم هاي زمين ( براي حفاظت خطوط و تجهيزات از برخورد مستقيم صاعقه ) ، جرقه گيرها خازن هاي ضربه و مقاومت هاي زمين کننده ، وريستورها ( SiC , Zno ) ، ديودهاي بهمني ( براي تغيير و دگرگوني شکل موج اضافه ولتاژها ) و فيلترهاي RC ( براي حذف موج ضربه ) استفاده مي شود . اما برقگيرها بهترين روش حفاظت براي محدود کردن دامنه موج گذرا را ارائه مي دهند . امروز براي حفاظت تجهيزات قدرت در برابر اضافه ولتاژهاي گذرا، اغلب از برقگيرها استفاده مي شود . برقگيرها به صورت موازي با وسيله تحت حفاظت و يا بين فاز و زمين قرار مي گيرند . انرژي موج اضافه ولتاژ بوسيله برقگير به زمين منتقل مي شود و افت ولتاژ ناشي از جريان تخليه برقگير به يک مقدار معيني ( درحد سطح حفاظتي برقگير ) محدود مي شود .
عامل های اضافه ولتاژ : اضافه ولتاژ به وجود آمده ممکن است دو عامل داشته باشد :
عامل بيروني : که بيرون از شبکه قدرت وجود دارد مثل صاعقه و رعد و برق .
عامل داخلي : که در اثر اختلالات در شبکه و موارد ديگر نظير سويچينگ ، اتصال کوتاه ، رزونانس در شبکه و يا غيره ممکن است پيش بيايد .
ابتدا مروري داريم بر عامل بيروني و دلايل پيش آمدن اين عامل و نحوة مهار کردن آن.
اضافه ولتاژها و هماهنگي عايقي : سيستم هاي قدرت اغلب در معرض اضافه ولتاژهايي هستند که مبدأشان تخليه هاي جوي است . چنين اضافه ولتاژهايي ، اضافه ولتاژهاي خارجي يا صاعقه ناميده مي شوند . اضافه ولتاژهاي ديگري نيز موجودند که ناشي از بروز اختلال يا بر طرف شدن آن يا به خاطر قطع و وصل در سيستم مي باشد . اين نوع اضافه ولتاژها ، اضافه ولتاژهاي داخلي ناميده مي شوند . اضافه ولتاژهاي داخلي را مي توان به قسمت هاي زير تقسيم کرد :
1. اضافه ولتاژهاي موقت که نوسانات فرکانس قدرت يا هارمونيک ها هستند .
2. اضافه ولتاژهاي کليد زني، که داراي دورة کوتاه بوده و به شدت ميرا شده اند.
اضافه ولتاژهاي موقت بدون استثناء در شرايط بي باري يا بار بسيار کم رخ مي دهند . به دليل اينکه اضافه ولتاژهاي موقت و کليد زني داراي مبدأ مشترکي هستند ، در طراحي عايق سيستم هاي فشار قوي بايد اثر هر دو به حساب آورده شود .
دامنه اضافه ولتاژهاي صاعقه يا خارجي اساساً مستقل از طرح سيستم ها هستند ، در حالي که اضافه ولتاژهاي کليد زني يا داخلي با ازدياد ولتاژ کار سيستم افزايش مي يابند . بنابراين با ازدياد ولتاژ کار سيستم به نقطه اي مي رسيم که اضافه ولتاژهاي کليد زني در طراحي عايق سيستم ها عامل غالب مي شوند ، تا حدود ولتاژkv 300 عايق سيستم بايد طوري طراحي شود که امواج صاعقه اوليه را تحمل نمايد . در ولتاژهاي بالاتر هم امواج صاعقه و هم امواج کليد زني بايد مورد توجه قرار گيرند. در سيستم هاي ماوراء فشار قوي kv 765 و بالاتر اضافه ولتاژهاي کليد زني همراه با کثيف بودن مقره ، در طراحي عايق عامل غالب مي شوند . براي مطالعه اضافه ولتاژهايي که در سيستم هاي قدرت رخ مي دهد . نياز به آگاهي از قوانين انتشار امواج مي باشد .
مکانيسم صاعقه : در خصوص تجلي فيزيکي صاعقه از زمان هاي قديم مطالبي نوشته شده ، ولي درک مکانيسم آن مطلبي نسبتاً جديد مي باشد . در سال هاي ( 1750 – 1744 ) فرانکلين آزمايش هايي روي صاعقه انجام داد ولي بيشتر آگاهي هاي به دست آمده مربوط به 50 سال اخير است . انگيزة واقعي براي مطالعة صاعقه وقتي پديد آمد که خطوط انتقال الکتريکي بايد در مقابل صاعقه حفاظت مي شد . مطالعات شامل مي شوند اندازه گيري هاي ( 1) جريان هاي صاعقه ، (2) ميادين مغناطيسي ، ( 3 ) ولتاژها ، ( 4 ) عکس برداري سريع .
اساساً صاعقه تجلي يک جرقه الکتريکي بسيار بزرگ مي باشد .
در يک ابر تندر فعال ذرات بزرگتر معمولا بارهاي منفي را اشغال مي کنند و حامل هاي بار کوچکتر مثبت هستند . بنابراين بخش زيرين ابر عموماً داراي بار منفي و بخش بالايي داراي بار مثبت و کل ابزار نظر الکتريکي خنثي است . چنانکه بعداً بحث خواهد شد . مراکز بار متعددي مي تواند در يک ابر موجود باشد . نوعاً مرکز بار منفي جايي بين 500 تا 10000 متري بالاي سطح زمين واقع است . تخليه صاعقه به زمين معمولاً از ريشه يک مرکز بار منفي آغاز مي گردد .
تخليه صاعقه به شکل يک تخليه نوراني به چشم مي آيد ، گرچه برخي از اوقات شاخه هايي با شدت هاي متفاوت نيز مشاهده مي شوند که در وسط هوا خاتمه مي يابند ، در حالي که کانال اصلي نوراني در مسيري زيگزاگ به زمين مي رسند . با کمک عکس بردراي سريع روشن شده است که اغلب ضربات صاعقه تکرار ضربات دنبال شده يا ضرباتي متعددند که در امتداد مسير ايجاد شده است با اولين ضربه پيش مي روند ، چنين مواردي معمولاً چند شاخه اي نبوده و مسيرشان کاملاً نوراني است .
ضربه از ناحيه مرکز بار منفي آغاز شده، که در آنجا شدت ميدان محلي نزديک به شدت ميدان يونيزاسيون ( در هواي جو يا با وجود قطرات کوچک آب ) است .
در خلال اولين مرحله ، تخليه راهنما که با عنوان " راهنماي گام زن "شناخته شده ، با گام هاي معمول 50 تا 100 متر باسرعت به طرف پائين حرکت مي کند ، و بعد از هر گام به مدت چند ده ميکروثانيه متوقف مي شود . از نوک تخليه يک " جريان نوراني راهنما " با تابش کم و جرياني حدود چند آمپر با سرعتي حدود در هواي دست نخورده منتشر مي شود . راهنماي گام زن با سرعت متوسطي حدود و جرياني حدود جريان نوراني را دنبال مي کند . حدود طول مي کشد تا راهنماي گام زن از ابري واقع در زمين، به زمين برسد و با نزديک شدن راهنما به زمين اختلاف پتانسيل ، باري را در زمين القاء مي کند .
اين بار توسط تخليه هاي نقطه اي اشياء زميني نظير ساختمان هاي بلند ، درخت ها و غيره افزايش مي يابد. در بعضي نقاط تمرکز بار در شيئي زميني آن چنان زياد مي شود که باعث ظهور نوراني مثبت به طرف بالا مي گردد . در لحظه اي که دو راهنما بهم مي رسند ، ضربه " اصلي "يا " برگشتي " از زمين به طرف ابر آغاز مي شود . اين ضربه با سرعت خيلي بيشتري ( ) در امتداد مسير يونيزه اي که قبلاً ايجاد شده ، حرکت مي کند . جريان ضربه برگشتي از حدود چند کيلو آمپر تا و دماهاي درون کانال 15 تا 20 هزار درجه سانتيگراد است . اين دماها مسؤول اثرات تخريبي صاعقه ناشي از ضربه برگشتي است .
ضربه برگشتي در فواصل زماني 10 تا 300 ثانيه با ضربات متعدد دنبال مي شود . راهنماي ضربات دوم به بعد به خاطر تجلي نيزه مانندش به نام " رهبر نيزه گون " شناخته مي شود . رهبر نيزه گون مسير اولين ضربه را با سرعتي حدود 10 برابر راهنماي گام زن طي مي کند . مسير معمولاً شاخه شاخه نيست ، و کاملاً درخشان است .
عمده تخليه هاي الکتريکي در خلال رعد و برق بين ابرها رخ مي دهد و تنها 10% تخليه ها به شکل صاعقه به زمين مي خورند . تخليه بين ابرها يک روشنايي عمومي ايجاد مي کند که به نام " صاعقه پوششي "ناميده شده است .
اندازه گيري جريانهاي ضربه در زمين نشان داده است که اين جريانها با افزايش تند ( در يک تا 10 ميکروثانيه ) به قله موج رسيده و با يک تاخير زماني طولاني تر ( 50 تا 1000 ميکروثانيه ) تا نيم زمان دنبال مي گردد . مداراک موجود دال بر اين است که جريانهاي خيلي زياد ضربه در زمان خيلي کوتاه تر به قله نمي رسند ، اصلاعات فيلد نشان مي دهد که 50 % جريانهاي ضربه شامل ضربات چند گانه داراي شدت صعودي متجاوز از و 10 % داراي شدت متجاوز از مي باشند.
دوره متوسط جريانهاي ضربه بالاي مقدار است . 18% جريانها نيم زماني هاي طولاني تر از هستند . از اين رو با فرض اينکه جريان ضربه اي نوعي با قله 10000 به وسط خط انتقالي با امپدانس موج برخورد کند و جريان ها به طور مساوي در هر دو طرف جاري شود ( ) اضافه ولتاژ صاعقه خواهد شد : بر پايه تعدادي پژوهشها کميته AIEE توزيع فرکانسي دامنه هاي جريان را تقسيم کرده و اغلب در محاسبات اجرايي مورد استفاده قرار مي گيرد .
اطلاعات کسب شده در مورد ضربات صاعقه و ولتاژهاي مباني اجرائي آزمايش موج صاعقه يا ضربه استاندارد را در آزمايشگاهها به وجود آورده است .
انرژي موجود در صاعقه : در جهت تخمين مقدار انرژي موجود در يک صاعقه ، فرض مي کنيم اختلاف پتانسيل براي وقوع يک شکست بين ابر و زمين و تخليه کلي انجام گرفته 20 کولمب باشد . به اين ترتيب انرژي آزاد شده مي باشد که در يک يا چند ضربه ، تخليه مي شود . انرژي تخليه تلف شده در کانال هوا در فرآيندهاي متعددي صرف مي شود . مقادير کمي از اين انرژي در يونيزاسيون ملکول ها ، تحريک ها ، تشعشع و غيره به کار رفته است . بيشترين انرژي در انبساط سريع کانال هوا صرف شده است .
قسمت هايي از کل انرژي صرف گرم کردن اشياء زميني صاعقه زده مي گردد . به طور کلي رويدادهاي صاعقه به سيستم جهاني انرژي باز مي گردد . انرژي که در آغاز جهت به وجود آوردن ابر باردار مصرف شده است .
طبيعت خطر : ميزان خطر بستگي به شرايط دارد براي حداقل کردن احتمال برخورد صاعقه هنگام رعد و برق بايد از اشياء نسبتاً بلند دوري جست ، در داخل ساختمان باقي ماند يا به خوبي عايق سازي کرد .
برخورد مستقيم صاعقه به انسان يا حيوان به ندرت رخ مي دهد ، اغلب برخوردها غير مستقيم است و معمولاً وقتي رخ مي دهد که موضوع : (1) در نزديکي يک برخورد صاعقه با ساير اشياء بلند قرار گيرد . (2) شدت ميدان الکتريکي ضربه آن چنان جرياني القاء کند که باعث مرگ شود . (3) صاعقه ختم شده به زمين مي تواند گراديان و پتانسيل زيادي در سطح زمين ، از نقطه مورد اصابت به طرف خارج به وجود آورد .
امواج صاعقه شبيه سازي براي اجراي آزمايشها : تجهيزات و سيستم هاي الکتريکي به وسيله پتانسيل هايي که صاعقه مي تواند روي عايق ايجاد کند ، تهديد مي شوند . عايق سازي سيستم هاي قدرت را مي توان در دو بخش دسته بندي کرد : عايق سازي داخلي و عايق سازي خارجي .
عايق سازي خارجي توسط هوا ، چيني و غيره انجام ميگيرد ، براي مثال فواصل بين هادي ها و برج در خطوط انتقال نيرو يا تکيه گاههاي شين در پستها .
اگر پتانسيل به وجود آمده توسط صاعقه از استقامت الکتريکي عايق تجاوز کند يک شکست سطحي يا سوراخ ايجاد مي شود .
شکست سطحي عايق خارجي عموماً آسيبي به وسيله وارد نمي کند . عايق " خود بهبود يابنده " است. در بدترين حالت سوراخ نسبتاً کوتاهي به وجود مي آيد تا امکان جانشيني رشته ضعيف عايق آسيب ديده را فراهم نمايد . عايق سازي داخلي اغلب از کاغذ ، روغن يا ساير عايق هاي مرکب تشکيل مي گردد. اين عايق ها در وسايل گران قيمت نظير ترانسفورماتورها ، ژنراتورها ، راکتورها ، خازن ها ، کليدهاي قدرت و غيره ، هادي هاي فشار قوي را از زمين عايق مي کنند . خرابي عايق داخلي باعث سوراخ هاي بسيار طولاني تر مي گردد . اگر قوس قدرت ادامه يابد مي تواند مصيبت زا شده و به يک تعويض بسيار پر هزينه منجر مي گردد .
عايق سازي سيستم ها بايد طوري طراحي شود که سيستم در برابر ولتاژهاي صاعقه مقاوم باشد ، و بتواند قبل از به کار گيري در آزمايشگاهها مورد آزمايش قرار گيرد .
اندازه گيري جامع جريانهاي صاعقه و ولتاژها همراه با تجربه طولاني مباني ايجاد و پذيرش آنچه را که به نام موج استاندارد يا ولتاژ " ضربه " شناخته شده فراهم آورده است . موج استاندارد يا ولتاژ ضربه شبيه ساز اضافه ولتاژهاي خارجي يا صاعقه است .
شکل موج ولتاژ ضربه صاعقه استاندارد بين المللي ضربه ولتاژي غير نوساني است که از خط صفر عبور نکرده ، در به قله رسيده و سپس با آهستگي در به نصف مقدار قله کاهش مي يابد . مشخصات فني اين ضربه استاندارد عبارتند از : علامت آن ، مقدار قله ، زمان پيشاني ، زمان نيم مقدار.
آزمايش هاي جامع آزمايشگاهي در مورد عايق سازي خارجي نشان داده اند که ولتاژهاي شکست اساساً مناسب با طول فاصله هوايي بوده و ضربه هاي مثبت در مقايسه با ضربه هاي منفي ، مقادير شکست به مراتب پائين تري دارند . بعلاوه با يک آرايش آزمايش مشخص، هم چنان که قله ضربه اعمالي افزايش داده مي شود ، لحظه شکست از دم موج به طرف قله حرکت کرده و نهايتاً به پيشاني موج مي رسد .
خصوصيات تجهيزات حفاظتي در مقابل اضافه ولتاژ :
در مقابل ولتاژ نامي شبکه هيچ عکس العملي نشان ندهند .
در مقابل اضافه ولتاژهاي بوجود آمده سريعاً عکس العمل نشان دهند .
قابليت عبور جريان زياد را داشته باشند .
پس از رفع اضافه ولتاژ و رساندن ولتاژ به مقدار نامي ، عبور جريان از برقگير قطع شود .
از نظر اقتصادي به صرفه باشد .
انواع برقگير ها : جرقه گيري يا شاخک ها ساده ترين شکل برقگير ها مي باشند که از آنها بيشتر براي حفاظت زنجيره مقره ها ، بوشينگ ترانسفورماتورها و خازن ها استفاده مي شود . مشکل اصلي اين نوع برقيگرها ايجاد خطاي اتصال کوتاه به زمين پس از توليد جرقه مي باشد که باعث عملکرد تجهيزات حفاظتي شبکه قدرت ( رله هاي جرياني ) و در نتيجه ايجاد وقفه مي شوند . براي پرهيز از اين مشکل ، از برقگيرهاي شامل يک نوع مقاومت غير خطي ( به صورت مجزا و يا سري با جرقه گير ) استفاده مي شود . اخيراً استفاده از نيمه هادي ها با مقاومت غير خطي و از جنس اکسيد فلزي ( MOV ) در برقگيرها ، باعث شده که فاصله هوايي برقگيرها حذف شود و برقگيرهاي جديد از کارائي بهتري درکنترل اضافه ولتاژ ها برخوردار شوند .
برقيگر ميله اي ( جرقه گير با فواصل هوايي ) : اين نوع برقگير به صورت دو الکترود يا دو شاخک هستند که متناسب با ولتاژ ، در فاصله معين بين هادي و زمين قرار ميگيرد . و در صورت بروز اضافه ولتاژ ، بين آنها قوس الکتريکي برقرار مي شود . اين قوس باعث اتصال کوتاه گرديده از اضافه ولتاژ جلوگيري مي کند ، البته باعث اختلال در امر برق رساني نيز مي گردد . در شبکه با قدرت کم ، با شکل دادن به اين شاخک ها ، پس از مدت نسبتاً کوتاهي قوس خاموش مي شود و چون جريان اتصال کوتاه کم بوده ، خسارات ناشي از اتصال کوتاه وجود ندارد . در صورت بروز اضافه ولتاژ ، در فاصله هوايي بين الکترودها قوس الکتريکي برقرار مي شود و به اين ترتيب از اعمال اضافه ولتاژ به تجهيزات جلوگيري مي شود .
از معايب اصلي برقگير ميله اي ، عدم توانايي در خاموش نمودن جرقه است و هنگامي که بر اثر صاعقه جرقه زده شد ، اين جرقه باقي خواهد ماند تا زماني که دستگاه بدون برق گردد . در نتيجه پس از هر بار جرقه ، بايستي شبکه بي برق شده مجدداً برقدار گردد . به طور کلي معايب اين نوع برقگيرها در برابر تنها مزيت آنها يعني ارزان بودنشان بخاطر سادگي ساختار آن ، خيلي زياد بوده شامل موارد زير مي باشد :
تداوم عبور جريان به زمين حتي پس از حذف اضافه ولتاژ ( در نتيجه باعث عمل کردن وسايل حفاظتي و ايجاد وقفه در سيستم مي شود ) .
ايجاد موج بريده شده که مي تواند سيم پيچي دستگاه ها ( ترانسفورماتورها ) را تهديد کند .
افت شديد ولتاژ به خاطر اتصال کوتاه شدن فاز در لحظه عبور جريان از جرقه گير.
تحت تاثير قرار گرفتن عملکرد آن با شکل موج اضافه ولتاژ و همچنين شرايط محيطي ( فشار ، آلودگي ، رطوبت ، ... )
داراي تاخير زماني متناسب با اضافه ولتاژ ( عملکرد نا مناسب در برابر اضافه ولتاژهاي با پيشاني تند مثل صاعقه ) .
پراکندگي زياد ولتاژ جرقه ( بيش از 40% ) .
جرقه گيرها فقط دو شرط اول يک برقگير خوب را دارا مي باشند .
برقگير لوله اي : اين نوع برقگير شامل يک فاصله هوايي براي جرقه زدن در فضا و يک فاصله ديگر در درون يک محفظه مخصوص مي باشد که با هم به طور سري قرار دارند . اين نوع برقگير ها به منظور کوتاه کردن زمان عبور جريان هدايت شونده ( پرهيز از وقوع اتصال کوتاه ) تهيه شده اند . در برقگير لوله اي جريان هدايت شونده پس از يک يا چند پريود در اثر گازي که خود برقگير توليد مي کند از بين مي رود و از اين جهت مي توان آن را برقگير " جرقه خاموش کن " نيز ناميد .
برقگير لوله اي از يک لوله عايقي ( R ) از جنس مواد مصنوعي ( PVC ، فيبر لاستيک سخت ) تشکيل شده است و در داخل آن دو الکترود فلزي تو پر ( E ) و توخالي ( G ) قرار دارند . الکترود G مستقيماً به دکل يا سيم زمين متصل مي شود ولي بين الکترود E و فاز شبکه يک فاصله هوايي وجود دارد . هر گاه اضافه ولتاژي بين فاز و برقگير قرار بگيرد ، فاصله هوايي L و فاصله بين دو الکترود توسط جرقه اتصال کوتاه مي شود و در اثر اين جرقه ، شبکه اتصال زمين مي شود و جريان زيادي از برقگير مي گذرد که سبب بخار شدن قسمتي از سطح داخلي لوله R مي شود . اين گاز فشار داخلي لوله را با وجود اين که سوراخ لوله الکترود انتهايي به خارج راه دارد ، به حدي بالا مي برد که با سرعت زيادي از سوراخ G خارج مي شود . جريان سريع گاز الکترونهاي موجود بين دو الکترود را با خود به خارج حمل مي کند ، جرقه را خنک کرده و در ضمن طول قوس را به حدي زياد مي کند که پيوستگي قوس از بين مي رود و قوس مي شکند و به اين ترتيب پس از يک يا چند پريود ، به علت اين که حامل هاي بارهاي الکتريکي در مسير قوس موجود نيستند جرقه خاموش شده مجدداً روشن نمي شود و براي هميشه خاموش مي ماند . و جريان اتصال کوتاه قطع مي گردد .
از برقگيرهاي لوله اي بيشتر در شبکه هاي با ولتاژ استفاده مي شود . اين نوع برقگيرها قادر نيستند که به نحو مطلوب دامنه جريان هدايت شده را قبل از قطع محدود کنند . قابليت قطع جريان هدايت کننده با فرکانس قدرت ، بستگي به ظرفيت اتصال کوتاه سيستم در نقطه خطا دارد . همچنين ولتاژ جرقه اين نوع برقگيرها بالاتر از برقگيرها يا مقاومت غير خطي است .
برقگير سيليکون کاربيد : تا چندي قبل روش متداول حفاظت در مقابل صاعقه استفاده از برقگيرهاي سيليکون کاربيد ( SiC ) بود . اين برقيگر ها از ترکيب سري فواصل هوايي با مقاومت ساخته مي شوند و برخلاف جرقه گيرها ، پس از عمل کردن آنها ، شبکه قدرت قابليت بازگشت به حالت اوليه را خواهد داشت . زيرا مقاومت مذکور جريان تخليه را کاهش داده و به لحاظ هم فاز بودن تقريبي جريان و ولتاژ پس از به صفر رسيدن شکل موج ولتاژ نامي سيستم ، جريان مجدداً برقرار نمي شود .
مقاومت هاي اين نوع از برقگيرها از نوع غير خطي هستند زيرا از يک طرف بايد آن قدر کوچک شوند که توسط فواصل هوايي قابل قطع باشند و از طرف ديگر در ولتاژ هاي ضربه اي به صورتي باشند که در اثر تخليه جريانهاي ضربه اي زياد ، افت ولتاژ دو سر آنها ( ولتاژ پسماند ) از سطح حفاظتي تجهيزات کمتر شود . معمولاً اين مقاومت ها از نيمه هادي سيليکون کاربيد ( SiC ) ساخته مي شوند که داراي خاصيت مذکور مي باشند .
برقگير سيليکون کاربيد شامل يک مقاومت سيليکون کاربيد با مشخصه غير خطي V – I به صورت سري با يک فاصله هوايي مي باشد . وقتي اضافه ولتاژ از حد ولتاژ جرقه بيشتر شود ، با ايجاد جرقه در دو سر فاصله هوايي ، افزايش امپدانس مسير جرقه از افزايش شديد جريان جلوگيري مي کند . فاصله هوايي جرقه که به آن فاصله جرقه اکتيو گفته مي شود ، طوري طراحي مي گردد که بعد از چند بار جرقه زدن در اثر اضافه ولتاژ ، جرقه مسدود گردد.
برقگيرهاي SiC به هيچ عنوان نبايد تحت اضافه ولتاژهاي با فرکانس قدرت ( شبکه ) عمل کنند . زيرا باعث ايجاد اتصال کوتاه به زمين و عبور انرژي زياد از خود شده و از بين مي روند . برقيگر هاي SiC سطح اضافه ولتاژهاي ناشي از صاعقه و کليد زني را به حد مشخصي کاهش مي دهند که اين حد بستگي به ولتاژ نامي برقگير دارد .
اضافه ولتاژ کليد زني با انرژي بالا که جريان تخليه زيادي را براي مدت طولاني عمل مي کند ، ممکن است باعث سوختن الکترودهاي برقگير شود و لذا اين مسئله باعث محدوديت در کاربرد اين نوع برقيگر ها و هم چنين باعث مي شود که سطح استقامت عايقي ، بالاتر براي تجهيزات انتخاب شود . در چنين حالاتي بايد برقگيرهايي با ولتاژ نامي بالاتر انتخاب شوند تا در اضافه ولتاژهاي ناشي از کليد زني عمل نکنند .
در برقگيرهاي SiC نوع جديد ، براي کاهش تلفات ( افزايش طول عمر و قدرت تحمل انرژي ) برقگير و براي خاموش کردن جرقه در فاصله هوايي پس از حذف موج و در نتيجه قطع جريان ، از روشهاي مغناطيسي استفاده مي شود .
برقيگر SiC با خاموش کن مغناطيسي 3 برابر بيشتر از نوع معمولي آنها قابل تحمل انرژي را دارا مي باشد ، زيرا تلفات جريان متعاقب موج به حداقل مقدار خود مي رسد. اين نوع برقگيرها در شبکه هاي با ولتاژ بالا کاربرد دارند .
برقگيرهاي نوع اکسيد فلزي ( MOV ) : نوع جديد برقگيرها داراي بلوک هايي با مقاومت الکتريکي غير خطي و از جنس اکسيد فلزات مي باشند . اين بلوک ها به MOV مشهور مي باشند . از آنجا که 95 % از مواد تشکيل دهنده بلوک هاي MOV را اکسيد روي ( ZnO ) تشکيل مي دهد ، به آنها برقگيرهاي ZnO نيز گفته مي شود .
اجزاي تشکيل دهنده ZnO شامل اکسيد روي و مقادير کمي از اکسيد ديگر فلزات از قبيل بيسموت ، کبالت ، آنتيموان ، اکسيد منگنز مي باشد . ذرات بسيار ريز اکسيد روي و اکسيد فلزات ديگر پس از فشرده شدن به صورت ديسک و در اندازه هاي معين شکل مي گيرند . سپس اين ديسک ها در درجه حرارت بالا پخته شده و به صورت سراميک در مي آيند اين ديسک ها به صورت سري در محفظه استوانه اي شکل گرفته و برقگير ZnO را تشکيل مي دهند .
بلوک ZnO داراي يک مشخصه ولتاژ – جريان کاملاً غير خطي مي باشد و داراي قابليت بالا براي جذب انرژي موج هستند . دنباله جريان در اين نوع برقگيرها وجود ندارد يعني جريان با کاهش اضافه ولتاژ ضربه اي کاهش مي يابد و با ولتاژ متناوب ( ولتاژ نامي سيستم ) ادامه پيدا نمي کند. از اين رو برقگيرها در عمل کمتر از برقگيرهاي با فاصله هوايي گرم مي شوند و تکرار عملکرد آنها کمتر مشکل ايجاد مي نمايد .
از ديگر مزاياي اين نوع برقگير ها ، سرعت عملکرد در پيشاني موج است . به اين معني تاخيري که در برقگيرهاي با فاصله هوايي وجود دارد ، در اين نوع برقگيرها خيلي کمتر است .
با توجه به عدم وجود فاصله هوايي ، امکان موازي کردن برقگير ZnO وجود دارد به اين ترتيب مي توان تحمل برقگير در مقابل جريانها زياد را افزايش داد . با مقايسه ولتاژ – جريان بلوک هاي SiC و ZnO مشخص مي شود که تحت ولتاژ نامي شبکه، جريان عبوري از بلوک ZnO کمتر از يک ميلي آمپر است . در حالي که اين مقدار براي بلوک هاي SiC به مراتب بيشتر است. برقگيرهاي ZnO ميتوانند اضافه ولتاژهاي با فرکانس قدرت را براي مدت مشخص تحمل کنند و با در نظر گرفتن اين ويژگي حتي در سيستم هاي زمين نشده ( که هنگام اتصال کوتاه يک فاز به زمين ، ولتاژ فازهاي ديگر مي تواند تا برابر افزايش يايد ) مي توان سطح عايقي کمتري را براي اين نوع برقگير ها انتخاب کرد.
يکي از مشکلات برقگيرهاي ZnO ، جريان نشتي در فرکانس قدرت مي باشد . اين جريان در حد ميلي آمپر است ولي ممکن است با تکرار عملکرد برقگير ، لايه هاي عايق بين دانه هاي اکسيد روي سوخته شود و باعث افزايش جريان نشتي گردد.
مسأله ديگر ، تغيير مقاومت بر اثر درجه حرارت است . اين تغيير در جريانهاي کم، بيشتر محسوس است ولي به هر حال با کاهش مقاومت تحت ولتاژ نامي شبکه بر اثر درجه حرارت ، احتمال گرم شدن و کاهش مقاومت و افزايش درجه حرارت وجود دارد .
با وجود اين مشکلات ، اما به خاطر مزاياي زياد برقگيرهاي ZnO نسبت به ديگر برقگيرها ، استفاده از اين برقگيرها متداول شده است و به تدريج جايگزين برقگيرهاي ديگر مي گردد . بعضي از مزاياي برقگيرهاي ZnO عبارتند از :
کارآيي بهتر نسبت به ساير برقگيرها ( بهتر از ساير برقگيرها ، اضافه ولتاژها را کنترل مي کند ) .
پراکندگي کم ولتاژ پسماند و همچنين داراي ولتاژ پسماند خيلي کم .
داراي تاخير زماني خيلي کم .
برگشت طبيعي به وضعيت اوليه يا مدار باز .
داراي مشخصه ولت – جريان خطي تر از برقگير SiC .
داراي سطح حفاظتي خيلي خوب .
داراي جريانهاي نشتي پائين در شرايط کار نامي سيستم ( حداقل تلف توان در شرايط کار عادي ) .
از مهمترين عيب هاي برقگيرهاي ZnO ، قيمت زياد آنها نسبت به ديگر برقگيرهاست و ديگر اين که برقگيرهاي ZnO در سيستم هاي داراي نوسانات ولتاژ قابل ملاحظه ، بيشتر از برقگيرهاي SiC در معرض خطر و آسيب ديدگي قرار مي گيرند .
برقگير قوس طولاني ( LFA ) : نصب برقگير خط بين فاز – دکل به صورت موازي با زنجيره مقره يا به جاي مقره نياز به هزينه سنگيني دارد. لذا بايد به دنبال راهي بود تا بتوان هزينه نصب برقگيرها را کاهش داد و جلوي خروج خطوط بر اثر تخليه اضافه ولتاژهاي ناشي از تخليه جوي بر خط را گرفت .
روش جديد براي حفاظت خطوط انتقال استفاده از يک سطح طولاني جهت هدايت قوس الکتريکي ناشي از تخليه مي باشد.
برقگيرهاي قوس طولاني مي توانند بين هادي و زمين و يا به صورت سري با مقره قرار بگيرند . ساختار اين برقگيرها خيلي ساده بوده و در نتيجه نسبت به ساير برقگيرها خيلي ارزانتر مي باشند . به طوري که قيمت آن در حدود يک دهم قيمت برقگيرهاي ZnO است . يکي ديگر از مزاياي عمده اين برقگيرها عدم جاري شدن جريان با فرکانس شبکه ( PAF ) پس از اتمام تخليه جريان موج گذرا و بروز قوس بر روي مقره مي باشد .
پارامترهاي مهم براي انتخاب برقگير مناسب جهت حفاظت عايقي : انتخاب برقگيرها با توجه به نوع سيستم ، اهميت و ملاحظات اقتصادي آن صورت مي گيرد که بايد درباره انتخاب يک نوع آن تصميم گرفت ، اين تصميم گيري بايد به گونه اي باشد که احتمال آسيب رساندن به دستگاه مورد حفاظت را به حداقل برساند . و ضمن اينکه برقگير بايد به طور کامل از عهده حفاظت سيستم و تجهيز برآيد ، خود نيز محفوظ بماند .
پارامترهاي مهم در انتخاب برقگير مناسب عبارتند از :
ماکزيمم ولتاژ کار دائم ( MCOV )
ولتاژ نامي ( Ur )
جريان تخليه نامي ( )
ماکزيمم جريان ضربه قابل تحمل ( )
قابليت تحمل جذب انرژي W
ماکزيمم ولتاژ کار دائم ( MCOV ) : از آنجا که برقگير بين فاز و زمين قرار مي گيرد ولتاژ کار دائم روي برقگير به ميزان برابر ولتاژ خط مي باشد . معمولاً براي اين مقدار ضريب اطميناني در نظر گرفته مي شود .
حداقل ضريب اطمينان 05/1 مي باشد .
بنابراين در شبکه 20 کيلوولت ( ماکزيمم ولتاژ شبکه 24 کيلوولت ) حداقل MCOV برابر 55/14 کيلوولت است . مقدار MCOV بر حسب " کيلوولت مؤثر " داده مي شود .
سازندگان برقگير توليدات خود را به مدت 1000 ساعت تحت ولتاژ MCOV 05/1 قرار مي دهند و تلفات برقيگر را در ابتدا و انتهاي اين مدت آزمايش ، اندازه گيري مي کنند درصورتي که تلفات تغيير نکرده باشد صحت عملکرد برقگير تاييد مي شود .
ولتاژ نامي ( Ur ) : مقدار ولتاژ نامي به چند عامل بستگي دارد از جمله :
اضافه ولتاژ موقتي ( TOV ) ناشي از اتصال کوتاه تک فاز به زمين يا قطع بار و در نتيجه افزايش ولتاژ شبکه .
ضريب اتصال زمين ( Ce ) .
زمان قطع شدن خطاهاي اضافه ولتاژ .
با توجه به عوامل مذکور ولتاژ نامي از رابطه تقريبي زير محاسبه مي شود :
Ur = 1.25 MCOV
جريان تخليه نامي : جريان تخليه نامي ، جريان ضربه با زمين پيشاني و زمان پشت است و برقگير بايد به دفعات قادر به تحمل آن باشد .
طبق استاندارد برقگير بايستي 20 موج ضربه در 6 گروه سه پالسه و هر پالس به فاصله زماني 1 دقيقه را تحمل کرده و آسيبي نبيند . برقگيرهاي خطوط توزيع و انتقال با 4 محدوده جريان نامي 5 ، 10 ، 15 ، 20 کيلو آمپر ساخته مي شوند . در سيستم توزيع عموماً برقگير 5 کيلوآمپر استفاده مي شود . اما در مناطقي که تعداد روزهاي رعد و برقي يا تعداد صاعقه در سال زياد باشد برقگيرهاي 10 کيلوآمپر نيز به کار مي برند .
عدد نشان دهنده تعداد صاعقه يا عدد ايزوکرونيک ، NK مي باشد . نقشه هاي ايزوکرونيک براي ايران وجود دارد و مي توان مناطق پر صاعقه را جستجو نمود . مناطقي که داشته باشند ، پر صاعقه محسوب شده و بهتر است در خطوط توزيع هوايي آن مناطق برقگيرهاي 10 کيلوآمپر نصب گردد . برقگيرهاي 10 کيلوآمپر بالاتر از کلاس 1 و همچنين برقگيرهاي 15 و 20 کيلوآمپر در خطوط انتقال به کار مي روند .
ماکزيمم جريانهاي ضربه قابل تحمل ( ) : ماکزييم جريان ضربه با زمان پيشاني 4 ميکروثانيه و زمان پشت موج 10 ميکروثانيه است که برقگير بايستي در حالي که قرص هاي داخل آن تا 60 گرم شده اند يک بار قادر به تحمل آن باشد و سپس به مدت 10 ثانيه ولتاژ نامي و بعد از آن به مدت نيم ساعت ولتاژ MCOV را نيز بايد بتواند تحمل نمايد . و در اثر حرارات تخريب نشود و پايداري حرارتي تضمين گردد .
اين جريان طبق استاندارد IEC براي برقگيرهاي 5 کيلوآمپر به ميزان 65 کيلوآمپر و براي برقگيرهاي 10 کيلوآمپر به ميزان 100 کيلو آمپر تعيين شده است .
انتخاب کلاس برقگير : با داشتن قابليت جذب انرژي بر حسب KJ/Kv نامي و همچنين نسبت Ur Ures / ميتوان تشخيص داد که چه کلاس تخليه اي لازم است و سپس اولين کلاس تخليه بالاتر را انتخاب نمود . براي برقگيرهاي 5 کيلوآمپر و پائين تر کلاس معين نمي شود ولي برقگيرهاي 10 ، 15 و 20 کيلوآمپري را بر حسب قابليت تحمل انرژي دسته بندي مي نمايند . برقگيرهاي سيستم توزيع حداکثر کلاس 1 مي باشد و کلاس بالاتر از 2 مخصوص برقگيرهاي نوع پست و خطوط انتقال است .
استاندارد IEC جريان تخليه کليد زني را براي برقگير 5 کيلوآمپر حداقل 75 آمپر و زمان آن را 1 ميکروثانيه و همچنين براي برقگيرهاي 10 کيلوآمپر کلاس 1 به ميزان 125 آمپر و زمان آن را 2 ميکروثانيه پيشنهاد نموده است .
برقگيرها بر اساس جريان نامي شان طبقه بندي مي شوند ، جريان هاي تخليه نامي برقگيرهاي معمولي طبق استاندارد 1 – 99 IEC عبارتند از 5/1 ، 5/2 ، 5 ، 10 کيلوآمپر .
برقگيرهاي با جريان نامي 10 کيلوآمپر براي پست به کار مي روند و ولتاژ نامي اين برقگيرها از 3 کيلوآمپر به بالاست .
برقگيرهاي با جريان تخليه نامي 5 کيلوآمپر هم براي پست هاي فوق توزيع و هم براي شبکه توزيع به کار مي رود. ولتاژ نامي اين برقگيرها بين 38 – 3 کيلوولت است و مشخصه عملکرد آنها براي تمامي کشورها مناسب مي باشد . سطح حفاظتي اين برقگيرها 10کيلوآمپر است .
برقگيرهاي 5/2 کيلوآمپر نيز براي شبکه توزيع به کار مي رود و ولتاژ نامي آنها از 175 ولت تا 39 کيلوولت است . سطح حفاظتي اين برقگيرها 10 و 5 کيلوآمپر است. برقگيرهاي 5/1 کيلوآمپر فقط براي ولتاژهاي پائين تا حدود 660 ولت به کار مي رود . تجربه نشان داده است که براي ايجاد يک سطح حفاظتي متوسط يا پائين ، برقگيرهاي با مقاومت غيرخطي و با جريان تخليه 10 کيلوآمپر بهترين سطح حفاظتي را تأمين مي کنند .
به عنوان يک قانون کلي بهترين حفاظت با برقگيرهاي 10 کيلوولت بدست مي آيد که براي ولتاژهاي بالاي 100 کيلوولت و يا پست هاي با ولتاژ پائين تر که داراي اهميت و حساسيت زيادي هستند مناسب است .
عواملي که انتخاب برقگير با کلاس بالاتر را توجيه مي کنند :
شدت امواج صاعقه به طور غير معمولي بالا باشد .
وجود امواج ناشي از کليد زني استفاده از برقگيري با جريان تخليه بالاتر را اجتناب ناپذير مي کند .
تاسيساتي با يک خط هوايي ورودي که داراي اهميت زيادي بوده اند ايجاد بهترين حفاظت را توجيه مي کنند خصوصاً در مواردي که حفاظت سيم محافظ غير مؤثر باشد .
انتخاب ولتاژ نامي برقگير : ولتاژ نامي برقگير بر اساس حداکثر ولتاژ فاز به زمين با فرکانس قدرت انتخاب مي شود. ولتاژ نامي برقگير بايد حداقل برابر با حداکثر ولتاژ فاز به زمين انتخاب شود تا مطمئن باشيم که جريان با فرکانس قدرت در برقگير جاري نمي شود . از آنجا که حداکثر ولتاژ فاز به زمين سيستم اغلب به صورت تقريبي معلوم است لذا توصيه مي شود که ولتاژ نامي برقگير معادل و يا به مقدار کمي بالاتر از حداکثر ولتاژ فاز زمين انتخاب شود. استفاده از برقگيرهاي با ولتاژهاي نامي خيلي پائين ممکن است باعث افزايش احتمال بروز اتصالي شود .
عوامل مهم در آسيب ديدگي برقگيرها : عملاً عوامل زيادي در آسيب ديدگي برقگيرها نقش داشته و مي توانند بر کارائي آنها تاثير گذاشته و حتي منجر به ترکيدن برقگيرها شوند . مهمترين عوامل آسيب ديدگي برقگيرها عبارتند از :
نفوذ رطوبت و آلودگي .
اضافه ولتاژهاي گذرا و موقتي .
استفاده نا مناسب از برقگير .
عدم انطباق شرايط بهره برداري با مشخصه برقگير (طراحي غلط) .
عوامل ناشناخته .
تعمير و نگهداري برقگيرها : برقگيرها همانند ساير تجهيزات سيستم نياز به تعمير و نگهداري دارند. و در صورت آسيب ديدن بايد تعمير و يا حتي تعويض شوند تا از حفاظت سيستم بوسيله برقگيرها اطمينان حاصل شوند .
هر چند برقگيرهاي جديد ( ZnO ) به نگهداري کمتري نياز دارند ولي مراقبت هاي زير بايد صورت بگيرد :
ü معاينات ظاهري
ü تست هاي الکتريکي
جمع بندي و نتيجه گيري : اضافه ولتاژهاي ناخواسته مهمترين عامل تهديد کننده ايزولاسيون تجهيزات شبکه هاي قدرت مي باشند. در طراحي يک سيستم قدرت ، دستيابي به شبکه اي با قابليت اطمينان بالا و پايدار در برابر اضافه ولتاژهاي اعمالي از جمله صاعقه و سوئيچينگ ، حائز اهميت بوده و رسيدن به اين هدف به دو روش امکان پذير است : يکي ، افزايش استقامت الکتريکي تجهيزات ، به گونه اي که اضافه ولتاژهاي تحميلي هيچ گونه اختلالي در کار سيستم ايجاد نکنند . ديگري ، کاهش و کنترل دامنه اضافه ولتاژهاي ايجاد شده در سيستم ، بوسيله تجهيزات محدود کننده و حفاظتي مثل برقگيرها مي باشد .
افزايش استقامت عايقي تجهيزات شبکه ، اگر چه قابليت اطمينان و پايداري شبکه را افزايش مي دهد ، اما باعث بزرگ شدن طرح و افزايش هزينه اقتصادي نيز مي گردد . لذا مسئله کاهش اضافه ولتاژها و روشهاي آن مطرح مي شود . براي حفاظت تجهيزات فشار قوي در برابر اضافه ولتاژهاي سيستم اغلب از برقگيرها استفاده مي شود . در حال حاضر ، برقگيرهاي ZnO بهترين کارائي براي حفاظت تجهيزات قدرت در برابر اضافه ولتاژها را دارا مي باشند .
هدف اصلي اين تحقيق بررسي برقگيرها و انواع آن در خطوط انتقال و پست هاي فشار قوي به منظور محدود کردن اضافه ولتاژهاي سيستم و حفاظت تجهيزات شبکه بوده است که ما به طور خلاصه به آن پرداختيم
|
+| نوشته شده توسط بهروز اشتری در سه شنبه ششم آذر 1386 ساعت 11:11
|